تاریخ انتشار  :  13:31 عصر ۱۳۹۰/۸/۱۴
تعداد بازدید  :  2560
Print
   
آسیب‌شناسی سينماي انیمیشن ایران – 1

قصد من این است كه از زاویه‌یی جدید و كاربردی به این رشته نگاه كنم؛ ...

علیرضا فرمانی

در اين مقاله قصد اين ندارم تا روايتگر تاريخي باشم كه بارها و بارها به رشته‌ي تحرير درآمده و بيش‌تر از آن، به رشته‌ي كلام پيچيده شده است. قرار است كه از زاويه‌يي ديگر به تاريخ انيميشن در ايران نگاه كنيم؛ زاويه‌يي كه كاربردي‌تر باشد

 

 هنر پویانمایی (انیمیشن) در ایران


اشاره:


من در این بررسی سعی ندارم حرف‌های هزار بار گفته شده درباره‌ی پویانمایی (انیمیشن)، تاریخچه‌ی آن و این‌كه اولین انیمیشن‌ها در غار «لاسكو» كشف شده و یا در جای دیگر را تكرار كنم. این حرف‌ها بارها در كتاب‌ها چاپ شده و یا توسط اساتید مختلف و به زبان‌‌های گوناگون تكرار گردیده‌اند. قصد من این است كه از زاویه‌یی جدید و كاربردی به این رشته نگاه كنم؛ زاویه‌یی كه راهگشای تولید انیمیشن در ایران باشد، تا بتوان از طریق آن به آسیب‌شناسی هنر - صنعتی پرداخت كه روند رو به رشد هم در جهان دارد و هم در ایران و امروزه به یك سلاح ایدئولوژیك تبدیل شده است.

تاریخچه‌ی انیمیشن در ایران

در این مقال قصد این ندارم تا روایتگر تاریخی باشم كه بارها و بارها به رشته‌ی تحریر درآمده و بیش‌تر از آن، به رشته‌ی كلام پیچیده شده است. قرار است كه از زاویه‌یی دیگر به تاریخ انیمیشن در ایران نگاه كنیم؛ زاویه‌یی كه كاربردی‌تر باشد، چرا كه اعتقادم به سخنان كاربردی بسیار زیاد است و به نظرم حرفی كه دردی را درمان نكند بیهوده است. پس، از این به بعد كه قصد بررسی سینمای انیمیشن را داریم (لفظ سینما این اشتباه را به ذهن متبادر نكند كه تنها به بعد سینمایی این رشته خواهم پرداخت؛ منظور از این لفظ، انیمیشن با تمام شاخه‌های آن است)، نگاهی كاربردی به آن خواهیم داشت، نگاهی كه راهگشای این هنر - صنعت باشد. از پیش اعلام می‌كنم كه قصد توهین به هیچ شخص حقیقی و حقوقی را ندارم، این‌ها تنها برداشت‌های كسی است كه حدود 15 سال به صورت حرفه‌یی و نه تفننی به این رشته پرداخته و در ارتباطی نزدیك با مسایل و مشكلات آن بوده و هست.

و اما ورود انیمیشن؛ تاریخ محكمی در باب چگونگی ورود این هنر به ایران وجود ندارد، چرا كه حتی در مقطعی خاص، كسی چون ناصرالدین‌شاه حكم بر وارد شدن آن نكرد. ورود و نمایش آثار اولیه‌ی كمپانی‌هایی چون «دیزنی» كه اغلب بر روی نوارهای فیلم بود، تماشای این نوارها و مقایسه‌ی فریم‌های نقاشی شده با یكدیگر، نقاشانی كه در دوایر دولتی كار می‌كردند را بر آن داشت تا تجربیاتی هر چند ابتدایی در این مسیر داشته باشند. از اولین نفراتی كه در این زمینه دست به تجربه زد و قدم‌هایی در این راه برداشت، می‌توان به استاد «اسفندیار احمدیه» اشاره كرد كه هم‌چنان نیز در مركز «صبا» مشغول بهكار است. در همین راستا نام «ابراهیم تجارتچی» هم به چشم می‌خورد كه چندین كار تبلیغاتی، كه در زمان خود نمود بسیاری داشت، ساخت. البته تقدم و تأخر نام‌ها كمكی به ما نمی‌كند، مسیر ورود این‌گونه بود، از راه آزمایش و خطا.



نگاه‌های اولیه به انیمیشن

كم‌كم نفراتی به این گروه تجربه‌گر اضافه شدند و گسترش علاقه‌مندان سازمان‌هایی را به فكر واداشت تا قدم‌هایی جدی‌تر در این مسیر بردارند و سرمایه‌گذاری‌هایی هر چند اندك در جهت ترویج انیمیشن ایجاد كنند. هر كدام از این سازمان‌‌ها به خاطر مسایل سیاسی زمان خود، مسیری متفاوت برای این هنر - صنعت برگزیدند؛ وزارت فرهنگ راهی را برگزید و كانون راه دیگری. ابتدا به كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان می‌پردازیم، چرا كه سردمداران وقت این مركز داعیه‌ی روشنفكری بیش‌تری نسبت به مراكز دیگر داشتند؛ شاید هم به لحاظ كار باید این‌گونه می‌نمود تا هنرمندان به اصطلاح روشنفكر را گرد خود جمع می‌كرد.


كانون پرورش فكری كه ادعای كار برای كودكان و نوجوانان را داشت، تعدادی از افراد مورد اعتماد خود را برای فراگیری این رشته به كشورهای بلوك شرق آن زمان گسیل داشت تا با یادگیری اصول آن، پایه‌هایش را در ایران مستحكم كند. پس از بازگشت این گروه، تولید انیمیشن در كانون شروع شد اما نه در جهت گسترش این هنر و برای مخاطب كودك، بلكه برای مقاصد سیاسی، جشنواره‌های خارجی و مخاطب بزرگسال.


از همان تولیدات اولیه، تنها چیزی كه به آن توجه نمی‌شد كودكان بودند و بیش‌ترین تأكید بر جشنواره‌های خارجی بود (نگاه شود به جوایزی كه فیلم‌های كانون از جشنواره‌های مختلف دریافت كرده است)؛ اتفاقا نقدی كه بر شیوه‌ی گسترش انیمیشن در ایران وارد است، از همین نوع نگاه سرچشمه می‌گیرد. ما از همان ابتدا مرجع و الگوی مناسب و سالمی برای ترویج این هنر - صنعت نداشتیم و انتخاب نكردیم. كشورهای الگو، كشورهایی بودند كه اغلب درگیر مسایل سیاسی و جنگ سرد بوده و دیدگاه‌هایی متفاوت با ما داشتند. موضوعات آن‌ها دغدغه‌ی جوان ایرانی و مردم ایران نبود.


از همان زمان به جوانانی كه وارد این رشته می‌شدند القا می‌كردند كه فیلم موفق انیمیشن، فیلمی است كه اولا زمانی كوتاه داشته باشد، ثانیا یك بیانیه‌ی سیاسی در پس آن عنوان شود. الگوهای این جوانان نیز كسانی بودند كه با نام كودك، فیلم‌هایی سیاسی می‌ساختند.
البته رشته‌ی انیمیشن شاخه‌های مختلف دارد و منكر بخش جشنواره‌یی آن نیستیم، ولی حالا، پس از سال‌ها كه مدعی هستیم سابقه‌ی تولید انیمیشن در ایران به نیم قرن می‌رسد، وقتی به پیشینه‌ی آن نگاه می‌كنیم، متوجه بیراهه‌رفتن‌های آقایان می‌شویم. امروز وقتی كه می‌بینیم درآمد حاصله از تولید انیمیشن در بعضی از كشورها بیش‌تر از درآمد نفتی كشور ماست، تازه متوجه به خطا رفتن آن‌ها می‌شویم؛


هنر - صنعتی كه پس از 50 سال هنوز جایگاه عواملش را نمی‌داند؛ چرا؟ مقصر كیست؟ آیا نوع نگاه ما به یك پدیده نمی‌تواند عامل انحراف باشد؟ نتیجه‌ی نگاه كشورهای اروپای شرقی به انیمیشن، دلیل این بیراهه رفتن هنر - صنعت پویانمایی ما نیست؟

ادامه دارد


http://www.cinemafarda.com


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

 
 

ورود     ثبت نام
>