تاریخ انتشار  :  13:36 عصر ۱۳۹۰/۸/۱۴
تعداد بازدید  :  2287
Print
   
آسیب شناسی سینمای انیمیشن ایران – 2

كانون در روزهای اولیه‌ی تولید انیمیشن تلاش بسیاری كرد كه آن را به نسل ...

علیرضا فرمانی

در بخش پیش گفتیم كه یكی از مراكز تولید پویانمایی در ایران، كانون پرورش فكری بود. كانون در روزهای اولیه‌ی تولید انیمیشن تلاش بسیاری كرد كه آن را به نسل جوان بیاموزد انیمیشن؛ سلاحی كه باید از نو شناخت



در بخش پیش گفتیم كه یكی از مراكز تولید پویانمایی در ایران، كانون پرورش فكری بود. كانون در روزهای اولیه‌ی تولید انیمیشن تلاش بسیاری كرد كه آن را به نسل جوان بیاموزد؛ به همین خاطر، در كتابخانه‌های كانون در نقاط مختلف شهرهای بزرگ دوره‌های آموزشی برگزار شدند.

در كنار این مركز، وزارت ارشاد و تلویزیون آن زمان هم به میان گود آمدند و كار تولید را پیش گرفتند؛ تلاش هر كدام در روزهای نخست ورود این هنر - صنعت به ایران، قابل تقدیر است.

كم‌كم تعداد مدعیان حمایت و تولید انیمیشن زیاد شد و هر یك خود را از اولین حامیان این رشته می‌دانستند. كانونی‌ها كارهای دیگران را قبول نداشته و دیگران هم به نوع و نحوه‌ی فعالیت آن‌ها انتقادهایی داشتند؛ یكی از انتقادها این بود كه كانون كارهایش را برای مخاطبان غیركودك می‌سازد و این غیركودك‌ها خیلی‌ها بودند، از بزرگسالان گرفته تا كسانی در خارج از ایران و جشنواره‌های خارجی.

در این‌جا می‌خواهم به نكته‌یی اشاره كنم؛ ممكن است از خود سؤال كنید كه چرا نوك تیز پیكان انتقادهای من، به طرف كانون است؟



شاید اگر در دوران دانشجویی این مطلب را می‌نوشتم این‌قدر به كانون و نوع نگاه كانونی‌ها به انیمیشن خرده نمی‌گرفتم، دلیل آن این است كه نگاهمان به هنر - صنعت پویانمایی به وسعت امروز نبود.



در آن زمان اگر یك فیلم 3 دقیقه‌یی تولید می‌كردیم، از فرط خوشحالی سر از پا نمی‌شناختیم، ولی حالا پس از گذشت حدود دو دهه به نقطه‌یی رسیده‌ایم كه دیگر آن نوع نگاه به این هنر - صنعت ارزش ندارد، دیگر تولید 5 دقیقه انیمیشن و شركت آن در چند جشنواره برای جوانانی كه طالب گسترش این هنر هستند، ارزش نیست؛ چرا؟



به این خاطر كه امروز برگ برنده در دست كسانی است كه بیش‌ترین مخاطب را جلب كنند و حرفشان شنونده‌ی بیش‌تری داشته باشد. دیوارهای جشنواره‌ها فرو ریخته است. كسانی كه زیرك‌تر از ما بوده و به دنبال تقدیر و تشكر چند جشنواره‌ی خاص نبودند، در فكر فتح بازار انیمیشن بودند، در فكر روزهایی كه جهان را فتح كنند؛ با چه سلاحی؟ با همان سلاحی كه برای ما حكم یك كالای لوكس را داشت و نگاه ما به آن نگاهی بسته بود یعنی فیلم انیمیشن.



كارگاه‌های پو‌یانمایی در آن كشورها پا به پای كارخانه‌های اسلحه‌سازی به تولید مشغول بودند، چرا كه در آن زمان (!) به این موضوع پی برده بودند كه قدرت انیمیشن كم‌تر از توپ و تانك نیست؛ نتیجه‌ی آن را ما امروز می‌بینیم كه هر چه به جلو پیش می‌رویم، كودكانمان بیش‌تر با اسطوره‌های غربی زندگی می‌كنند تا با رستم وسهراب. بله آقایان، شما متهم هستید؛ شمایی كه با كشیدن حصارهای خودشیفتگی به دور خود، كودكان این مرزوبوم را از فرهنگ غنی ایرانی محروم كرده‌اید. قصد بی‌احترامی به كسی را ندارم، اما نمی‌توانم این حرف‌ها را هم ناگفته بگذارم.

اگر ما در صنعت خودرو به تولید پیكان می‌بالیم، به این خاطر است كه آن پیكان پرایراد از دید مشتری امروزی پایه‌یی شد برای تولیدسمند و خودروهای دیگر؛ تولیدی هرچند ناقص، كه در آن زمان بخشی از نیازهای كشور را ولو كم و ناچیز تأمین می‌كرد. اما در حوزه‌ی پویانمایی چه كار كرده‌ایم؟ كدام یك از نیازهای جامعه‌ی ایرانی برآورده شد؟ با سابقه‌ی پنجاه سال چه كردیم؟ كدام نیاز كودكانمان را تأمین كرده‌ایم؟ این است نتیجه‌ی 50 سال سابقه‌ی تولید انیمیشن!!

در آن زمان كشورهای شرق آسیا هنوز شروع هم نكرده و از ما عقب‌تر بودند، اما حالا از ما جلوترند. اگر پیشكسوتان آن موقع به دور خود و مراكزی كه در آن كار می‌كردند حصار نمی‌كشیدند و اگر مدیران امر در سفرهای خارجی به جای تلف كردن وقت در جشنواره‌ها و فروشگاه‌ها و خرید شیرینی و شكلات به دیدن استودیوهای تولید انیمیشن می‌رفتند و به فكر انتقال سیستم‌های تولید و آموزش این هنر – صنعت به ایران بودند، وضع تولید از این‌كه هست بهتر بود.

تا نوع نگاه به انیمیشن عوض نشود و تا یك مدیریت درست و متخصص پشت این موضوع را نگیرد و سرمایه‌گذاری‌هایی هدفمند در این راستا صورت نگیرد، نباید منتظر اتفاق خاصی بود. واقعیت‌های موجود را باید دید. باید برنامه‌ریزی‌های چندین‌ساله برای این رشته داشته باشیم؛ همان‌طور كه برای صنعت و اقتصاد برنامه‌ریزی می‌كنیم، برای انیمیشن هم باید همان مسیر را برویم.

حكایت حال حاضر انیمیشن، مانند تجسم فیل در تاریكی است. در دانشگاه به دانشجویان جوان نقشی از انیمیشن را می‌آموزند، در بیرون اتفاق‌ها طور دیگری سرنوشت آنان را رقم می‌زنند. دانشجو بعد از چهار سال تحصیل مشقت‌بار در این رشته وقتی فارغ‌التحصیل می‌گردد، تازه متوجه می‌شود كه كاروان تولید انیمیشن به سوی دیگری می‌رود و او راه را اشتباه رفته است و دوباره باید برگردد تا به مسیر اصلی بیفتد. او پس از مدتی پرسه زدن در مراكز تولید برای گرفتن كار و مشغول شدن در رشته‌ی تحصیلی و تخصصی خود، به بن‌بست می‌رسد و با بی‌نتیجه ماندن تلاش‌هایش، یا جذب كار دیگری می‌شود و یا كاملا این رشته را می‌بوسد و كنار می‌گذارد.

تولید انیمیشن در ایران باید آسیب‌شناسی شود. تا خودمان از داخل قدرت انتقاد نداشته باشیم، تا به دنبال تقدیر و تشكر از یكدیگر باشیم، تا نگاه كلان مدیریتی به این بخش از هنر جدی نشود و تا زمانی كه از نیروهای متخصص این زمینه در امور مدیریتی و تصمیم‌گیری استفاده نشود، در بخش هنر - صنعت پویانمایی اتفاقی نمی‌افتد.



نباید به انتظار معجزه نشست تا فرجی حاصل شود. اگر می‌خواهیم كودكانمان با فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی رشد پیدا كنند، باید به این بخش نگاهی جدی داشت. تفننی و غیرتخصصی برخورد كردن با این رشته مانند این است كه از صنف قصاب بخواهیم تا در امر جراحی به كمك نظام پزشكی بیاید. به امید آن روز كه كودك ایرانی انیمیشن ایرانی ببیند.

در پایان یك آمار تأمل‌برانگیز به نقل از نشریه‌ی «آسیفا» از تولید انیمیشن در چین ارایه می‌دهم تا تأكیدی باشد بر سنگین بودن وظیفه‌ی ما در قبال تولید این هنر - صنعت. در سال گذشته‌ی میلادی، كشور چین حدود 1370 ساعت انیمیشن تولید كرده است؛ حالا پیدا كنید جایگاه ایران را در سال‌های

آینده!!!؟


ادامه دارد


http://www.cinemafarda.com


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

 
 

ورود     ثبت نام
>