تاریخ انتشار  :  10:13 صبح ۱۳۹۰/۸/۱۵
تعداد بازدید  :  2259
Print
   
آسیب‌شناسی سینمای انیمیشن ایران - 3

هر نوع تولیدی برای صنعتی شدن نیاز به یک برنامه‌ریزی دارد، ...

- علیرضا فرمانی

مشکل تولید پويانمايي در ایران (تولید از نوع صنعتی مد نظر است) از بخش آموزش آن آغاز مي‌شود

آسیب‌شناسی سینمای انیمیشن ایران

نظام آموزش انیمیشن

هر نوع تولیدی برای صنعتی شدن نیاز به یک برنامه‌ریزی دارد، چه در بخش مواد و مصالح و چه در بخش نیروی کار.
آموزش نیروی متخصص یکی از ارکان مهم تولید است، چنان‌که اگر این بخش به ‌خوبی کارش را انجام ندهد شاید در مدت محدودی چرخ تولید بچرخد و ظاهری خوشایند هم داشته باشد، اما پس از مدت زمان کمی نظام تولید با مشکل تأمين نيروي انساني مواجه خواهد شد؛ این روند در تمام کارهای تولیدی یکسان است، چه تولید محصول فرهنگی و هنری و چه صنعتی.

در سینما تا حدودی این روال طی می‌شود؛ در دانشگاه‌هایی كه این مسئولیت را به عهده دارند رشته‌های گوناگوني اعم از تدوین، فیلمبرداری، کارگردانی و فیلمنامه‌نویسي به دانشجویان تدریس شده و پس از فارغ‌التحصیلی هر کس در رشته‌ی مورد نظر به کار مشغول می‌شود، هم‌چنين صنعت سینمای کشور نيز در این مسیر به نتایجی رسیده است.
اما مشکل تولید پويانمايي در ایران (تولید از نوع صنعتی مد نظر است) از بخش آموزش آن آغاز مي‌شود. متأسفانه با وجود تلاش اساتید مختلفي در بخش آموزش، هنوز هم در این بخش کاستی‌هایی مشاهده می‌گردد كه دلیل اصلی آن عدم آگاهی برنامه‌ریزان آموزشی با روند تولید یک اثر انیمیشن است.
ما باید تولید پويانمايي را بر اساس شرايط بومی و اقتصادی كشور خودمان طراحي کنیم؛ صرف دانستن مراحل تولید در فلان استودیوی بزرگ در فلان کشور غربی دلیلی بر این نمی‌شود که ما هم بتوانیم از همان نسخه استفاده نماییم و ضمانتي بر سلامت طراحي بخش آموزش نيست، با توجه به این‌که نسخه‌هایی که به دست ما می‌رسند همه‌ي آن چیزی نبوده که آن‌ها مورد استفاده قرار داده‌اند.
برنامه‌ریزان فعال در بخش آموزش باید دستی در تولید داشته باشند. همان‌طور که رشته‌ي سینما از شاخه‌هایی چون تدوین، فیلمبرداری و ... تشكيل شده است، رشته‌ي انیمیشن هم زیرمجموعه‌هايی دارد چون طراحی لی‌اوت، طراحی کلید و ...، پس برنامه‌ریزی باید به این سو باشد که نیروهای متخصص این بخش‌ها آموزش داده شوند.
نظام آموزش انیمیشن به جای این‌که برای هر کدام از تخصص‌ها ارزش ویژه‌يی قايل باشد، فقط کارگردان تولید می‌کند، کارگردان‌هایی که بیش‌تر اسمشان کارگردان است و اغلب علاقه‌يي به كارگرداني ندارند؛ صد البته خرده‌يی بر این جوانان عاشق و هنرمند نیست، بازار كاذب و نظام آموزشی نادرست آن‌ها را به این مسير مي‌کشانند. تصور این همه کارگردان برای بازار تولید مانند این است که ارتش یک کشور همّ خود را بر این بگذارد که فقط فرمانده آن‌ هم از یک نوع آن را پرورش بدهد، حال این فرماندهان با کدام پیاده‌نظام و سواره‌نظام می‌خواهند به اهدافی از پیش تعیین شده حمله کنند خدا می‌داند.

در اين‌جا از دوستان و اساتید محترم خرده می‌گیریم که آقایان، نگاه آن‌هایی که سیستم تولیدشان را برای آموزش به کشورمان آورده شده این‌گونه است که از در و دیوار آن کارگردان می‌بارد؟ آیا شما بارها در کلاس‌های درستان نمی‌گفتید که در آن‌جا یک «تراولینگ من» جایگاهی خاص برای خود دارد، پس چرا در این‌جا ارزشی براي آموزش تخصصی و کار گروهی در تعلیماتتان قايل نیستید؟ وقتی که کارمان فقط ترجمه‌ي بدون تعقل و تدبر باشد، نتیجه این می‌شود که تمام راه‌رفتن‌ها یکی می‌گردند و تمام آتش‌ها به یک شکل شعله می‌کشند. باید به این باور برسیم که کار تولید یک‌نفره نیست. باید در دانشگاه‌ها به رشته‌های زیرمجموعه‌ی انیمیشن نگاهی تخصصی شود، نگاهی که بتواند چرخ بازایستاده‌ي تولید را به حرکت درآورد (البته همه‌ي مشکلات به این‌جا ختم نمی‌شوند، به نوع نگاه مدیران هم انتقاداتی وارد است که انشاءالله در بخش‌هاي بعدی به آن خواهیم پرداخت).
دانستن و شناختن جایگاه هر بخش از تولید مستلزم شناخت نوع کاری است که شخص در آن بخش می‌تواند انجام دهد؛ ما باید بدانیم وظیفه‌ی یک «لی‌اوت من» چیست و کار او از چه زمانی آغاز و در چه زمانی پایان می‌یابد، باید بدانیم که کار یک «دسیناتور» در جایگاه خود آن‌قدر مهم است که می‌تواند اثر را ارزشمند نماید. در نظام درست تولید هیچ‌کس جایگاهی بالاتر از دیگری ندارد و باید در نظام آموزشی به فکر آموزش افراد حرفه‌يي در همه‌ي بخش‌های مورد نیاز بود. مشکلات تولید انیمیشن از همین نقطه شروع می‌شوند؛ تا زمانی که جایگاه و ارزش واقعی تخصص‌های هرچند کوچک بخش تولید مشخص نشده و تا روزی که به این باور نرسیم که تولید یک کار خوب در گروي تلاش تمام افراد گروه است، تولید انبوه امکان‌پذیر نمی‌گردد.
نگاهی که امروز در مملکت ما به تولید انیمیشن می‌شود، نگاهی ناقص و ابتر است. با وجود این‌که پويانمايي یکی از شاخه‌های هنر سینماست، ولی هیچ مدیری به این مسئله توجه نمی‌کند که یک اثر انیمیشن پيش از آن‌که یک اثر تجسمی باشد، یک اثر سینمایی است؛ هنوز بر این باورند که یک طراح خوب الزاما یک کارگردان خوب انیمیشن هم مي‌تواند باشد، نمی‌دانند کار و اندوخته‌های کارگردان انیمیشن از یک کارگردان سینما سخت‌تر و بیش‌تر است، چرا که هم باید دستی در رشته‌های تجسمی داشته باشد و هم سینما را خوب بداند. یکی از دلایل تولیدات ضعیف و غیرقابل تحمل انیمیشن به همین مسئله بازمی‌گردد، ندانستن دستور زبان سینما؛ ضمن اين‌كه باید به این جایگاه برسیم که بدانيم هر «وول‌خوردنی» انیمیشن نیست، پويانمايي نيز دستور زبان خاص خود را دارد.
مراکز آموزشی، باز تأکید می‌کنم مراکز آموزشی، نقش به‌سزایی در آینده‌ی تولید انیمیشن در ایران دارند و با استعدادیابی و گزینش درست هنرجویان مي‌توانند آن‌ها را به مسیر تولید هدایت کنند، اما متأسفانه اين مراکز برای شانه‌خالی کردن از زیر بار مسئولیت يك برنامه‌ریزی درست و هدایت مدبرانه‌ي هنرمندان جوان، با الصاق پسوند کارگردان جوانان را در بازار شلوغ تولید رها می‌کنند؛ در کدام نظام آموزشی دیده شده است که به تعداد دانشجویان ورودی کارگردان تحویل جامعه بدهند، کارگردانانی که نه واقعا کارگردان هستند نه طراح و تازه بعد از فارغ‌التحصیلی به دنبال هویت واقعی خود می‌گردند!

نظام آموزش باید با بازار کار و تولید در ارتباط باشد، در غیر این صورت از این قافله عقب می‌مانیم. در این‌جا لازم می‌دانم در پاسخ به سخنان یکی از دوستان که گفته بود نباید از توليد و نظام آن توقع بالایی داشت عرض کنم که دیگر دوران قدم به قدم حرکت کردن گذشته است. با سرعتی که تغییر و تحولات دارند، دل ‌خوش کردن به این‌که فلان کشور در فلان سال کجا بوده و حالا کجاست و ما در آن سال کجا بودیم دردی از ما دوا نمی‌کند؛ این حرف‌ها جز به خمودی کشاندن نیروها و مدیریت کلان چیز ديگری همراه ندارند، در اين صورت بايد دست روی دست بگذاریم و گذر کشورهای همسایه را از کنار خود نظاره کنیم.

چرا وقتی یک خودروی ساخت داخل را سوار می‌شویم سریع آن ‌را با خودروی ساخت کشورهای پیشرفته‌ی صنعتی مقایسه می‌کنیم و هیچ‌وقت نمی‌توانیم بپذیریم که کل پشتوانه‌ی تولید خودرو در ایران یک پیکان بوده است، ولی وقتی صحبت از تولید هم‌تراز انیمیشن با کشورهای دیگر می‌شود می‌گوییم حالا خیلی مانده ما به آن‌ها برسیم و با اعداد و ارقام سعی داریم كه خطاهایمان را لاپوشانی کنیم و بر کم‌کاری عده‌يی سرپوش بگذاریم!؟ بیایید تا غلط‌‌دیکته‌هایمان را با شهامت بپذيريم و در راه برطرف کردن آن‌ها بسیار بکوشیم و بدانیم و ایمان داشته باشیم که انیمیشن و تولید آن مانند فوتبال نیست که به دنبال مربی خارجی باشیم تا آن را دگرگون کند. انیمیشن یک مقوله‌ی فرهنگی است که باید با دستان خودمان خشت‌های آن گذاشته شوند تا با توکل بر خدا تا ثریا دیوار آن راست و استوار بالا برود، چرا كه آيندگان در انتظار طرح‌هاي نوين ما هستند.
ادامه دارد . . .


http://www.cinemafarda.com


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

 
 

ورود     ثبت نام
>