منتخب داستان
 
 
اطلسی های انتظار
اطلسی های انتظار
صبح پر امید جمعه به غروبش نزدیک می شد . حاجی خدیجه میان حیاط آب و جارو کرده ای که کم کم غبار می گرفت ...
09:12 صبح ۱۳۸۹/۷/۱۵
RSS
 
 

ورود     ثبت نام
>