پیشینه تاریخی
 
 

 

تاريخ اجمالي استان خراسان جنوبی


نگاهي به قهستان
ناحيه‌اي كه امروزه بيرجند جزء كوچكي از آن را تشكيل مي‌دهد و همزمان با سير تاريخ نسبتاً پرفراز و نشيب خود، اين قصه كوچك را نيز همراه كشيده است، قهستان نام دارد. قهستان ناحيه‌اي نسبتاً كوهستاني و ناهموار بوده است كه به دليل شرايط جغرافيايي و موقعيت مكاني‌اش در معرض حوادث و جريانات مختلف قرار گرفته، به خصوص در مسير حوادث پس از ظهور اسلام نقش نسبتاً مهمي داشته است.


واژه قهستان
اين واژه را اكثراً معرب كهستان دانسته‌اند كه به دليل محيط جغرافيايي خاص و وجود كوهستانها به آن اطلاق شده است. كهستان را بر وزن كوهستان نيز گفته‌اند.
ايالت قهستان در قديم شامل قاين، تون (فردوس)، كرشيز (كاشمر)، زردشت، زواره (تربت حيدريه)، بورجان، تربت‌جام، ولايت با خزر، خواف، زيركوه، دشت‌بياض، گناباد، بجستان، طبس فرما، طبس مسينا، خوش، بيرجند و مومن‌آباد بوده كه قسمت خراسان جنوبي را تشكيل مي‌داده است.


حدود قهستان
ظاهراً حدود قهستان در دوره‌هاي مختلف تاريخي يكسان نبوده، ولي به طور كلي از ساختار طبيعي منطقه تبعيت داشته است. اين ساختار عبارت است از منطقه كوهستاني گسترده‌اي كه از شمال غربي به دشت كوير و از جنوب غربي و جنوب، به كوير لوت و از شرق به دشت ناميد و بيابانها و شوره‌زارهاي غرب افغانستان كنوني، محدود مي‌شده و ناحيه وسيعي را شامل قاين، گناباد، فردوس، طبس، بيرجند و نهبندان در بر مي‌گرفته است. البته اين محدوده همزمان با تغيير و تحولات سياسي و نظامي و قدرت و ضعف حكومت‌هاي مركزي ايران تا حدودي تغيير يافته و گاهي تا كاشمر و تربت‌حيدريه كنوني و تربت‌جام و نواحي اطراف آنها تا جنوب نيشابور را در بر مي‌گرفته است.
تاريخ قهستان تا حد زيادي در ارتباط با ويژگي‌‌هاي جغرافيايي اين ناحيه قرار داشته است. اگر چه شهر بيرجند به عنوان يك ناحيه با سابقه شناخته شده، لكين نمي‌توان تصور كرد كه اين ناحيه يكسره خالي از اهميت بوده است. ناحيه مزبور كه محدوده وسيعي از خوسف (در غرب) تا طبس مسينا (در شرق) را شامل است، در مسير راههاي ارتباطي مهمي بوده است كه صفحات جنوبي كشور را به هرات و نيشابور و خراسان بزرگ متصل مي‌‌كرده است و به عبارت ديگر ناحيه مورد نظر در محل تلاقي سه ناحيه مهم به شرح زير قرار داشته است: ناحيه خراسان بزرگ در شمال، نواحی داخلی فلات وصفحات جنوبی ایران درغرب وجنوب غربی وناحیه سند وسیستان در جنوب شرقی؛ علاوه بر اين، ناحيه بيرجند به واسطه وضعيت توپوگرافي و اقليم نامساعد و هم‌چنين دوري‌اش از مراكز سياسي قدرت، زمينه‌ساز حوادث تاريخي خاص هم شده است.
تعريف از ويژگي‌هاي فوق به نوعي موجب يك سلسله حوادث و وقايع خاص گرديده است. به عنوان مثال، موقعيت كوهستاني اين ناحيه، آن را پناهگاه نهضت‌هاي بي‌نظير اسماعيليان كرده است كه با حكومت‌هاي وقت به مبارزه مي‌پرداخته‌اند.
خشكي اقليمي و وجود بيابانهايي كه آب و هواي شبه جزيره عربستان شباهت دارد، از همان قرون اوليه اسلامي، توجه اعراب را به خود جلب نموده است و منتهي به سكونت آنها در اين ناحيه گرديده است. انزواي جغرافيايي اين ناحيه نيز به نوبه خود، آن را به صورت مامنی براي شيعيان كه از جور خلفاي عباسي و حاكمان وقت، گريز گاهي مي‌جسته‌اند درآورده است.
در عين حال بايد اضافه كنيم كه اين منطقه كوهستاني از دستبرد و هجوم‌هاي مكرر مراكزي كه اطرافش را فرا گرفته بودند در امان نبوده است. آلفونس گابريل در اين باره مي‌نويسد: « ... در سراسر جنوب خراسان، غارت و دزدي انساني جز و امور روزمره به شمار مي‌رفت و همه از ترس هجوم تركمن‌ ها از سمت شمال و افغان‌ها از سمت شرق و بلوچ‌ها از سمت جنوب در رنج و عذاب بودند». اثرات اين تاخت و تازها به صورت قلاع و خندقها و راهروهاي زيرزميني كه بعضي از نواحي مسكوني را به يكديگر و به قلعه بيرون شهر متصل مي‌كرده است و نيز سردابهايي كه در داخل منازل تهيه مي‌كرده‌اند، قابل مشاهده است.

 
 

ورود     ثبت نام
>