تاریخ انتشار  :  09:47 صبح ۱۳۹۲/۹/۲
تعداد بازدید  :  322
Print
   

تضاد هم معنی

تضاد هم معنی

باز در یک غروب سر در گم،شاعری بی پناه و سر به هوا

کوچه های تو را قدم می زد،در میان لهوف غرق عزا

در نیستان این غزل هر دم،بند بند نی از تو می خواند

سر و سامان گرفت عشق از تو،روی نیزه شکفت خون خدا

عطش و کودکان و آب و عمو،چه مراعات تازه ای هستند!

چقدر این تضاد هم معنی است،لب دریا و خشکی لب ها!

عقل از سر پرید وقتی که،بوسه بر خاک می زدی بی سر

یک طرف ماه و یک طرف خورشید،بین هفتادو یک ستاره رها

تا به اینجا رسید پرده ی نی،پرده هایش درید پرده ی ما

آری از عشق حاصلش این است،قطره با مرگ می شود دریا

حبیب حاجی پور



نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

 
 

ورود     ثبت نام
>